است. تاريخي كه اينك پذيرفته شده، براساس اهداي معروفترين اثر آكتواريوس به حاجب اعظم آپوكاوكوس است كه در سال 1342 به مقام مهيندوكي رسيد و بهكرات در تاريخ يوآنس ششم كانتاكوزنوس از او ياد شده است.
از آنجا كه آكتواريوس آخرين پزشك نامدار بيزانسي بود و از آنجا كه آثارش از لحاظ
كيفيت ادبي همطراز ارزش علميشان است، جا دارد از فلسفهٴ پزشكي او گفتوگو
شود، اوسنتهاي مكتب پنوماتيك1 را، كه بهخوبي ميشد با الاهيات مسيحي همسازش كرد، ادامه داد، آنها را احيا كرد و كاربردهاي روانيشان را بهويژه گسترش داد. ما در زير نظرياتش را در اين باره بهاختصار بيان خواهيم كرد. او با ادبيات و حكمت يوناني آشنايي خوبي داشت، همچنين با آثار كلاسيك پزشكي يوناني، بهويژه جالينوس و به همين ترتيب (بهطور غيرمستقيم) با طب عربي؛ ولي تجارب باليني اصيل، معلومات كتابي او را تعديل ميكرد و موجب حفظ اصالتش ميشد.
مهمترين تأليفش رسالهاي در طب عمومي است، به نام روشهاي درمان، كه آن را براي دوستش آپوكاوكوس، كه عازم مأموريتي سياسي در جنوب روسيه بود، نوشته است. اين كتاب در شش مقاله است: 1، 2) علايم و پيشدرآمدهاي كلي و خلاصهاي از نشانههاي بيماريهاي خاص (بهنظر ميرسد اين دو مقاله جداگانه تحت عنوان دربارهٴ علايم بيماريها انتشار يافته است)؛ 3) فصد، تنقيه، مواد قيآور، شيافها، غرغره، استحمام، تغذيه، معالجهٴ تبها و غيره؛
4) آسيبشناسي و درمانشناسي عمومي؛ 5،6) روش تهيه و شناخت داروها (دو مقالهٴ آخري پيش از بقيه بهصورت ترجمهٴ لاتيني در سال 1539 چاپ شد). گرچه اين كتاب بيشتر گردآوري است و از جالينوس و نويسندگان بعدي اقتباس شده، حاوي برخي نوآوريها و افكار جالب است؛ توصيف قولنج ناشي از مسموميت سرب؛ نخستين اشاره به كرم شلاقي (كرمي لولهسان كه انگل رودهٴ انسان است)؛ استفاده از مسهل ضعيف بهجاي مسهل قوي؛ تميز ميان اقسام لوچي؛ خون گرفتن از طريق گشودن رگ، همچنين با بريدن شريان؛ عمل خون گرفتن از اطراف موضع دردناك يا از موضعي نزديك به آن يا از نقطهٴ مقابلش، مثلاً خون گرفتن از پا در موقع سردرد؛ آكتواريوس بر حسب اوضاع هر دو روش را بهكار ميبرد.2
آكتواريوس نويسندهاي سادهنويس با خصلت دايرةالمعارفي و بيشتر اهل مماشات بود تا مخالفت و اغلب از امكانات خوب روشهاي متفاوت، اگر نه مخالف، آگاهي داشت. اين خصوصيات بنيادي در
رسالهٴ بول او نيز ديده ميشود.